تبليغاتX


هنگام سپيده دم خروس سحري...داني که چرا همي کند نوحه گري...يعني که نموده اند در آيينه صبح ...کز عمر شبي گذشت و تو بي خبري .....آهاي تو برو به فكر خود باش...آقای ناصر خان




باغ فدک
باغ فدک
عشق - عشق - عشق - عشق
چوپان دروغ گو
                                                       

                                                        

بچه ها بعد از ماههاااااااااااااااااااااااااااااااا به خاطربلوف زنی خواهر زاده ام دوباره آب کردم البته نمی دونید این نامرد چه کلکی بهم زدیا بهتر بگم چه شوخی با من کرد خدا نصیب گرگ بیابون هم نکنه چشتون روزبد نبینه  تا این خبرو بهم داد این خواهرزادم رفتم سراغ کنجه شور و شوق جوانی زدبه سرم کفشهای کتانیمو برداشتم که زود تر برسم به مراسمش همین کفشارو می گم که اینجاست داشتم تعمیرشون می کردم که نامش رسید باز کردم در حالی که یه لنکشو پوشیده بودم و می خواهستم اون یکی رو بپوشم که به جای دعوت .......................... ازتوش در اومد دیونهههههههههههههههههههه اما بازم دوستش دارم

اکه واقیت داشت اینارو تقدیمت می کردم

                                           

                               

                                

عموی من زنجیرباف بود. او همه زمستان برف ها را به هم بافت و سرما را به سرما، گره زد و یخ را به یخ دوخت. و هی درختان را به زنجیر کشید و پرنده ها را به بند و آدم ها را اسیر کرد. جهان را غل و زنجیر و بند و طناب او گرفت. ما گفتیم: ای عموی زنجیرباف! زنجیرهایت را پاره کن که زنجیر، سزاوار دیوان است، نه آدمیان که آزادی، سرود فرشتگان است و رهایی، آرزوی انسان.
او نمی شنید، زیرا گرفتار بندهای خود بود و هیچ زنجیربافی نیست که خود در زنجیر نباشد.
فصلی گذشت و سرانجام او دانست تنها آنکه سرود رهایی دیگران را سرمی دهد، خود نیز طعم رهایی را خواهد چشید. پس زنجیرهای خود را پاره کرد و زنجیرهای دیگران را هم. و آنها را پشت کوه های دور انداخت

                                  

وای به حالت از خشم منت در امان نیستی

 

 عیدتان مبارک

 

 

|+| نوشته شده توسط ناصردرسه شنبه 17 اردیبهشت1387 و 19:22  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

Powered By BLOGFA - This Template Designd By WORYA SH
...............................