تبليغاتX


هنگام سپيده دم خروس سحري...داني که چرا همي کند نوحه گري...يعني که نموده اند در آيينه صبح ...کز عمر شبي گذشت و تو بي خبري .....آهاي تو برو به فكر خود باش...آقای ناصر خان




باغ فدک
باغ فدک
عشق - عشق - عشق - عشق
راستی چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
|+| نوشته شده توسط ناصردریکشنبه 30 بهمن1384 و 23:2  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

دلم گرفته شما مي گين چه كار كنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عشق پرواز بلندی است به من پر بدهید

 

                     به من اندیشه ای از مرز فراتر بدهید

 

                      من به دنبال دل گمشده ای میگردم

 

                      یک پریدن به من از بال کبوتر بدهید

 

                      یادتان باشد اگر کار به تقسیم کشید

 

                       باغ جولان مرا بی درو پیکر بدهید

 

راستش می دونید نمی دونم چی بگم و چی بنویسم آخه دلم گرفته از چی نمی دونم واقعا نمی دونم شاید آدم یه موقهعایی اینجوری بشه که میشه ونمی دونه چرا ؟ مثل جمعه ها که اغلب آدمها دلشون می گیره حالا چرا خودشون هم نمی دونند راستش دلم می خواد الان بالای کوهی بودم و داخل یه چادر با چراغ نفتی که هوا هم خیلی سرد بود اگه برف هم می اومد که عالی بود تنهای تنها .................. یا در یه جزیره دور افتاده ای بودم که هیچ کس توش نبود تنهای تنها بودم وبرای خودم زندگی می کردم دوست داشتم در کنار دریا بدویم دنبال ماهی ها دوست داشتم برای خودم خونه ای در غار یا در بالای درختی درست می کردم و تنها زندگی می کردم اما راستی تنهایی اونجا چه کار می کردم  دعا آره دعا می کردم و با خدا راز و نیاز می کردم وهمش با اون بودم ولی دعای تنهای به چه درد می خوره اگه قرار به در کسی نخورم و مشگل کسی رو حل نکنم بمونم اونجا که چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه بابا این هم خوب نیست همون بهتر که همین جا بمونم و با مشگلات مبارزه کنم وبه خودم بگم خدایاااااااااااااااااااا رضم به قضائک در ضمن جاتون خالی بعضی از دوستان فحشهایی هم نثارمون می کنند که نوش جونم باشه عوضش خیلی دوستشون دارم چون پاکند پاک پاک پس هر چی بکن حقمه ولی باید یه چیزی رو اعتراف کنم و اون هم اینه که بلاخره من روزی ازشون جدا می شم اما سخته تحمل دوریشون ولی خب چه میشه کرد باید تحمل کرد  

راستی بعضی از دوستان هم میان به وبلاک من سر می زنند و پاتکی هم می زنند و مطالبی کش می رن بعد می گن ماله منه  باشه بابا نوش جونشون عوضش اون دنیا به جرم دزدی احظارشون می کنم راستی اسم این خانم دزده  ز  هستش  اما این دزدو هم دوست دارم چون واقعا دزد شیطونیه در ضمن دزد باکلاسی هم هست که الان برای دیدن دوره دزدی رفته تهران انشاالله لیسانس دزدیشو بگیره  یه چیز دیکه یکی هم هست که  تا یکی می پرسه حالت چه طوره می زنه زیر گریه بچم خیلی احساسیه برای همین خوشم میاد گریش بندازم آخه هر چه از دوست رسد نیکوست  اما اونو هم خیلی دوستش دارم یه وبلاک خوشکلی هم داره اسمش ال............  امیدوارم همه دوستان همیشه در کارهاشون موفق و خدارو فراموش نکنند آخه ما هر چی داریم و هر کاری می کنیم باید برای خاطر اون باشه

یا علی

 

 

|+| نوشته شده توسط ناصردریکشنبه 30 بهمن1384 و 21:1  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

شرمندم عزيز

اگر سر را به زیر افکنده ام من       ز اعمال بدم شرمنده ام مـــن
ز نیکی خالی امــــــا پر گناهم        پناهم ده خدایا بــــی پناهـــم
خدا خوب می دانـــم که پستم       نمک خوردم نمکدانراشکستم
خزانی گشته از عصیان بــهارم       به بازارت به جز اشکــم ندارم
گناهانم فزون تر از ستاره شده      چشمم همــه شب پر شــراره
ببین پرونده ام یا رب سیاهست      ورقهایش پر از جرم و گناه است
چو می خواهی بسوزانی خدایا      میـــان آتـــش دوزخ تنـــــــم را
عنایت کن مــرا ای حــی منــان      به پیش قاتل زهرا مسوزان
که او زخم همه ما را نمـــک زد      میــــان کــــوچه زهـــرا را .......

تصویری از قلعه خيبر که  توسط حضرت علی (ع) فتح شد

اشك امشب بر رخم غمّاز شد
باغ سرخي در نگاهم باز شد
همنوايم ناله هاي ساز شد
ياد حق تا با دلم دمساز شد
*** يا علي گفتيم و عشق آغاز شد ***


|+| نوشته شده توسط ناصردریکشنبه 30 بهمن1384 و 20:31  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

اين عكس از يه دوسته خيلي خوشگله نه ؟
 

حسین سرچشمه عشق

کوچولو هم ارادت داره بر حسین  

|+| نوشته شده توسط ناصردریکشنبه 16 بهمن1384 و 0:20  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

هزاران حرف در يك نگاه كوچولو
 

السلام علیک یا اباعبدالله

بايد هم بترسي كوچولو چون رحم سرشون نمي شه علي اصغرو مي كشند تو كه جاي خود داري  

 

 اندکی با من بمان

|+| نوشته شده توسط ناصردرشنبه 15 بهمن1384 و 23:35  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

دوستت دارم حسين جان
 

مهاتما گاندى (رهبر استقلال هند) :من زندگى امام حسين ، آن شهيد بزرگ اسلام را بدقت‏خوانده‏ام و توجه كافى به صفحات كربلا نموده‏ام و بر من روشن شده است‏كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد،بايستى از سرمشق امام حسين‏پيروى كند.

                           

آنطون بارا (مسيحى) : اگر حسين از آن ما بود ، در هر سرزمينى براى او بيرقى برمى‏افراشتيم و در هر روستايى براى او منبرى بر پا مى‏نموديم و مردم را با نام‏حسين به مسيحيت فرا مى‏خوانديم.

                             

 

                     

چارلز ديكنز (نويسنده معروف انگليسى) : اگر منظور امام حسين جنگ در راه‏خواسته‏هاى دنيايى بود ، من نمى‏فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه اوبودند؟پس عقل چنين حكم مى‏نمايد كه او فقط بخاطر اسلام ، فداكارى خويش راانجام داد.

 

****************

 

توماس كارلايل (فيلسوف و مورخ انگليسى) : بهترين درسى كه از تراژدى كربلامى‏گيريم، اينست كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند.آنها با عمل‏خود روشن كردند كه تفوق عددى در جايى كه حق با باطل روبرو مى‏شود اهميت‏ندارد و پيروزى حسين با وجود اقليتى كه داشت،باعث‏شگفتى من است.

****************

 

فردريك جيمز : درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگرى اين است كه در دنيا اصول ابدى عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين‏مى‏رساند كه هر گاه كسى براى اين صفات مقاومت كند و بشر در راه آن پافشارى‏نمايد،آن اصول هميشه در دنيا باقى و پايدار خواهد ماند.

****************

 

واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريكايى) : براى امام حسين‏«ع‏» ممكن بود كه‏زندگى خود را با تسليم شدن اراده يزيد نجات بخشد ، ليكن مسؤوليت پيشوا ونهضت بخش اسلام اجازه نمى‏داد كه او يزيد را بعنوان خلافت بشناسد.او بزودى‏خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال‏بنى اميه آماده ساخت . در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روى ريگهاى‏تفتيده عربستان، .  روح حسين فنا ناپذير است.اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى‏شهسوار من ، اى حسين!

 

****************

توماس ماساريك : گر چه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم رامتاثر مى‏سازند،ولى آن شور و هيجانى كه در پيروان حسين‏«ع‏»يافت مى‏شود درپيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابرمصائب حسين‏«ع‏»مانند پر كاهى است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.

****************

جرج جرداق(دانشمند و اديب مسيحى) : وقتى يزيد،مردم را تشويق به قتل حسين ومامور به خونريزى مى‏كرد،آنها مى‏گفتند:«چه مبلغ مى‏دهى؟»اما انصار حسين به‏او گفتند:ما با تو هستيم.اگر هفتاد بار كشته شويم ، باز مى‏خواهيم در ركابت جنگ‏كنيم و كشته شويم.

 

|+| نوشته شده توسط ناصردرشنبه 15 بهمن1384 و 23:32  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

بشنو و عمل كن

                      

شما را به پنج چيز سفارش مي كنم

كه اگر براي كسب آنها شتاب كنيد و رنج بريد شايسته است:

 ا- نبايد به هيچكس جز پروردگار اميدي داشته باشيد

 ۲- شايسته نيست از چيزي غير از گناه بترسيد 

۳- سزا نيست وقتي از شما سخني مي پرسند

و شما نمي دانيد از گفتن واژه نميدانم شرمگين شويد

۴- درست نيست اگر چيزي را نمي دانيد از پرسيدن آن خجل شويد

۵- صبور و شكيبا باشيد زيرا شكيبايي به منزله سر در تن آدمي است  

                                    امام علی (ع)                              

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ناصردرجمعه 14 بهمن1384 و 23:41  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

جانم فدايت حسين جان
 دل که شد ازآه من صاعقه اش می کنم      شعله جان سوز بی  سابقه اش می کنم                       

      هر که شود زائرم وقت خداحافظی              تا در باغ بهشت بدرقه اش می کنم

هیچکس را آگهی از عالم درویش نیست      

 زانکه عالم در بر درویش یکدم بیش نیست

هر کجا دل خیمه زد چشم از صلاح عقل بست   

جلوه گاه عشق جای عقل دوراندیش نیست

در مقام معرفت ای سالک طی طریق

رتبه بالاتری از رتبه درویش نیست 

امام حسین(ع) و همراهان، سرانجام روز دوّم محرم وارد سرزمین کربلاء شدند. نقل شده که هنگام ورود به این سرزمین، مرکب امام(ع) قدم از قدم بر نمی داشت و حدود هفت یا هشت اسب عوض نمودند ولی هیچ کدام قدمی برنداشتند. حضرت سئوال کردند این زمین چه نام دارد؟ گفتند: غاضریّه. سئوال فرمودند: آیا نام دیگری دارد؟ عرض کردند بله، نینوا هم می گویند. باز سئوال فرمودند، گفتند شاطی الفرات هم می گویند. و باز پرسیدند: دیگر چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلاء.

امام(ع) تا نام کربلاء را شنیدند، عرض کردند(بنا بر قول سید بن طاووس) " اللّهم اِنّی اَعوذُ بِکَ مِنَ الکَربِ وَ البَلاء ". خدایا به تو پناه می برم از گرفتاری و بلای این سرزمین. سپس فرمودند، ای اصحاب من، همین جا فرود آیید و پیاده شوید. " هیهنا مناخُ رِکائِنا وَ مَحَطُّ رِحالِنا وَ مَسفَکُ دِمائِنا وَ مَحَلُّ قُبُورِنا ". این جایگاه ما و جایگاه ریخته شدن خون ما و جای قبر ماست.

در این هنگام، ام کلثوم نزد برادر آمد و عرض کرد: برادر جان، اینجا خطرناک است و ترس عجیبی دلم را فرا گرفته. امام(ع) فرمودند: خواهرم، هنگامی که با پدرم به جبهه صفّین می رفتیم، همین جا بود که پدرم نزول اجلال کرد و سر روی دامن برادرم گذاشت و لحظه ای خوابید. سپس بیدار شد و گریه می کرد. برادرم سئوال کرد: پدر جانم، چرا گریه می کنی؟ فرمودند: در عالم خواب دیدم که این بیابان گویا دریایی از خون شده و حسین من در دریای خون در حالی که هر لحظه در معرض غرق شدن بود فریاد می کرد و استمداد می نمود ولی هیچ کس در مقام یاریش برنیامد. آنگاه پدرم رو به من کردند و فرمودند: وقتی چنین حادثه ای پیش آید، چه خواهی کرد؟ گفتم: صبر می کنم و جز صبر کردن چاره دیگری ندارم

 

صَلَی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِاللهِ الحُسَین)

 

 

وَهَب به همراه مادر و همسرش به کربلاء آمده بود تا امامش را یاری نماید. روز عاشوراء هفدهمین روز مراسم ازدواج آنها بود. در آن روز به میدان نبرد رفت برای یاری مولایش. بعد از به هلاکت رساندن جمعی از دشمنان به خیمه ای که مادر و همسرش در آن بودند، آمد و گفت: ای مادر، از من راضی شدی؟ مادر گفت: از تو هرگز راضی نخواهم شد تا تو را در دریای امام(ع) کشته ببینم. مادر اصرار می کرد و می گفت: برو پسرم. اگر شفاعت جدش، پیامبر(ص) را می خواهی باید به افتخار شهادت در راه او نائل گردی.

باز هم به میدان بازگشت و شروع به نبرد و به هلاکت رساندن دشمنان نمود تا اینکه ناگهان دشمن دو دست او را قطع کرد. همسرش عمود خیمه را کشید و به دشمن حمله کرد. وهب نزد همسرش آمده و او را به سوی خیمه زنان برد. همسرش دامن او را گرفته و می گفت: من هرگز بازنمی گردم تا همراه تو کشته شوم.

امام حسین(ع) با دیدن این صحنه، فرمودند: "خداوند در عوض یاری و حمایتی که از اهل بیت من می کنید، به شما جزای خیر دهد. ای زن! خدا تو را بیامرزد. پیش زنان حرم برو".

زن با شنیدن فرمان امام(ع) به خیمه ها بازگشت و وهب به جنگ ادامه داد تا آنکه به درجه رفیع شهادت رسید.

 

 

|+| نوشته شده توسط ناصردرجمعه 14 بهمن1384 و 22:29  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

یا حسین جانم فدایت

نُه چيز نيست براي كسي كه نُه خصلت ندارد .
۱- فضيلت نيست براي كسي كه « عقل » ندارد .
۲- شرف نيست براي كسي كه « علم » ندارد .
۳- ثواب نيست براي كسي كه « عمل خوب » ندارد .
۴- اجر و مزد نيست براي كسي كه « نيّت » ندارد .
۵- دوست و رفيق نيست براي كسي كه « خُلق خوش » ندارد .
۶- رأي و انديشه نيست براي كسي كه « دليل و حجّت » ندارد .
۷- خير و خوبي نيست براي كسي كه « كرم و بخشش » ندارد .
۸- رياست نيست براي كسي كه « حلم و بردباري » ندارد .
۹-دين نيست براي كسي كه « تقوا و پارسايي » ندارد .

مردي از حضرت علي (ع) خواست كه او را نصيحت كند فرمود:

مباش از كساني كه بدون عمل چشم به آخرت دوخته است وتوبه را با طول آرزو به تاخير مي اندازد ،درباره دنيا سخن پارسيان را مي آورد در حالي كه كردار او عمل مشتاقان به دنيا را نشان مي دهد

اگر از دنيا به او داده شود سير نمي گردد واگر از دنيا بي نصيب باشد قناعت نمي كند از شكر آنچه به او داده شده ناتوان مي ماند ودرباره ي آن چه به او داده نشده زيادتي مي طلبد ، نهي مي كند ولي خودش نهي را نمي پذيرد  وامر مي كند  به ان چه آن را انجام نمي دهد

مردم صالح را دوست مي دارد ولي عمل آنان را بجا نمي آورد و گناهكاران را دشمن مي دارد ولي خود يكي از آنان است

|+| نوشته شده توسط ناصردرچهارشنبه 12 بهمن1384 و 0:21  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

محرم آمد بیایید دلهامان را صفا دهیم
 با خودم گفتم تو عاشق نيستي

    آگه از سر شقايق نيستي

    غرق در دريا شدن كار تونيست

                   شيعه ي مولا شدن كار تو نيست

                                                     

                  دلا بايد به هر دم يا عــــلي گفت                   نه هر دم بل، دما دم يا عـــلـي گفت
                  به صـــدق دل هميشه ياد او كرد                  به هر پيچ و به هر خم يا عــلي گفت
                  يقين سريست در دلهاي انســــان                  به هر شـادي به هم غم يا علي گفت
                  دمــــــــي كه روح در آدم دميدند                   زجا برخاست و ادم يا عــــــلـي گفت
                چو نوح ز موج طوفان ايمني خواست             توسل جست و هر دم يا علــــي گفت
                عصا در دست موســــــي اژدها شد                 كــــــليم انجا مـــسلم يا علــــــي گفت 
                  نميشد جان مــــــــرده زنده هرگز                  يقين عيسي بن مريم يا علـــــي گفت
                 پيمبر در شب معـــــراج برخاست                   به قصد قرب اعظم يا علــــــــي گفت
                 زجا كي كنده ميشد درب خـــــــــيبر                 يقين مولا علـــــي هم يا علــــي گفت
                به فـــــرقش كي اثر ميكرد شمشير         
        يقين ابن ملجم هم يا علــــــــــي گفت

                                                                                

كربلا قلب زمين است و عاشورا قلب زمان

و راههاي آسمان از اينجا آغاز ميشود

ميپرسيد چگونه ميتوان از متناهي به نا متناهي رسيد؟

 

اين سر الاسرار خلقت است

 

و گويي تقدير اين چنين رفته است كه اسرار فاش شود

 

اگرچه به بهاي سر باختن حسين عليه السلام.

 

(خون)با حسين پيمان(ريختن)بسته است

 

(سر)با حسين پيمان(باختن).

 

دل تو عرصه ازلي خلقت است

 

گوش كن چه خوش ترنمي دارد در تپيدن حسين حسين حسين.

 

كجاست آنكه زنجير جاذبه ي خاك را از پاي اراده اش بگشايد

 

وهجرت كند از خود و وابستگي هايش،

 

تا از زمان و مكان فراتر برود

 

و خود را به قافله 61 هجري برساند

 

و در ركاب امام عشق به شهادت رسد؟

 

واز آن پس ديگر آن باد نيست كه بر تو مي وزد

 

اين تويي كه بر باد مي وزي

 

تويي كه بر زمان مي گذري

 

تويي كه مكان را حضور تشرف مي بخشي

شما را به پنج چيز سفارش مي كنم

كه اگر براي كسب آنها شتاب كنيد و رنج بريد شايسته است:

 ا- نبايد به هيچكس جز پروردگار اميدي داشته باشيد

 ۲- شايسته نيست از چيزي غير از گناه بترسيد 

۳- سزا نيست وقتي از شما سخني مي پرسند

و شما نمي دانيد از گفتن واژه نميدانم شرمگين شويد

۴- درست نيست اگر چيزي را نمي دانيد از پرسيدن آن خجل شويد

۵- صبور و شكيبا باشيد زيرا شكيبايي به منزله سر در تن آدمي است  

امام علی (ع)

 

|+| نوشته شده توسط ناصردرسه شنبه 11 بهمن1384 و 19:39  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

خدايا ....................................
 

معبودم

مرا چون علفها متواضع کن.

جون قطره های شبنم لطيف ساز                                                      

و چون درختان شکيبا

مرا متبرک کن

تا به ديگران حرمت نهم

بی انکه توقع داشته باشم

ديگران به من احترام بگذارند

به من بياموز

اگر می خواهم دنيا را تغيير دهم

بايدخودم را دگرگون کنم

کمکم کن

تا تشخيص دهم فرق نگاه وگناه را.

                                                                                                      

               

                                                          

                                                                              

|+| نوشته شده توسط ناصردرشنبه 8 بهمن1384 و 23:18  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

بازم برات عشقو معنی می کنم

 چو باشد دلبران را دلربا عشق     

     

نمیرد آنکه باشد زنده با عشق

 

همه بود و نبود ما ز عشق است 

    

 چو باشد منشا هر ماجرا عشق

 

بیا ساقی تو از میخانه ی عشق 
    

بده جامی به این دیوانه ی عشق

 

بده جامی که تا یک جرعه نوشم 

  

برایت سر کنم افسا نه ی عشق

 

تویی  آن  بلبل  گلزار   آفاق  
            

خدیو دلبران و جان عشاق

 

ز  بسکه  دلفریب  و   نازنینی

            

دلم باشد به دیدار تو مشتاق

عشق يعني سالهاي عمرسخت                                                                                 

   عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ                                                                   

 عشق يعني خواستن له له زدن                                                

    عشق يعني سوختن پر پر زدن                                 

 عشق يعني جام لبريز از شراب         

                عشق يعني تشنگي يعني سراب

                              عشق يعني لايق مريم شدن

                                                    عشق يعني با خدا همدم شدن

                                                                              عشق يعني لحظه هاي بي قرار

 عشق يعني صبر يعني انتظار                                                                                  

عشق يعني از سپيده تا سحر                                                           

 عشق يعني پا نهادن در خطر                                          

  عشق يعني لحظه ي ديدار يار                     

              عشق يعني دست در دست نگار           

                 عشق يعني ارزو يعني اميد

                                          عشق يعني روشني يعني سپيد

                                                                  عشق يعني غوطه خوردن بين موج

                                                                                  عشق يعني رد شدن از مرز

|+| نوشته شده توسط ناصردرشنبه 8 بهمن1384 و 23:0  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

دلم شگست کسی صدایش نشنید آری دل مرد بی صدا می شکند

 دلی دارم که دلداری ندارد          متاع من خریداری ندارد

                  Rotating Heart

غرورت را براي كسي كه دوستش داري بشكن ولي دل كسي را كه دوستش داري به خاطر غرورت نشكن .

ه                                                                                     

 يكــنفر مسـت پيــش مي آيـد

بـاده در دســت پيـش مي آيـد

عاشقي جرم نيست آي مردم

اتفاق است پيـش مي آيد

هست٬شادی           

دخترم نفیسه دوستت دارم                                              

 

هست    ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره                                                                                 

 

|+| نوشته شده توسط ناصردرشنبه 8 بهمن1384 و 22:36  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

بدم میاد از شوخی که جدایی میاره

عزیز دلم   سنگ صبورم خاطر جمع باش

ديگر به اجبار باورم شده كه بر نمي گردي

شوخي تلخي بود كه كم كم به آن عادت كرده ام

خاطر جمع باش

كه ديگر جز در روياهاي شبانه توقع ديدارت را ندارم

خاطر جمع باش      

 که تنها بهانه ام برا ی ؟؟؟ خودت بودی

خاطر جمع باش

منو بی خیال

 باز ای بيدل مست از چه شدی
    اين چنين سر گشته و رسوا ی که شدی
            بازهم بايک تبسم دل بدادی تو زدست
            يک ترنم کرد باز بيچاره مجنونت بس است

                                  دل مهيا دا ری بر دست بهر باختن
                                       هردمی با با ياری دگر از عشق لافتن
              
                                       تو بگردی هرزه گرد شهرها
                              تا کنی هر دم ز عشقی ناله ها

                 اين چنين عشقی بس بی معنی بود
                عشق نبود آفت جان ها بود
   ناله کم کن ديگر رسوائی بس است

هر دمی با يک نفر لاسی بس است

 

 

|+| نوشته شده توسط ناصردردوشنبه 3 بهمن1384 و 22:30  
$$کسب درآمد واقعي از اينترنت$$

Powered By BLOGFA - This Template Designd By WORYA SH
...............................